footer

مادر شهید محمد حسن روزیطلب

90/12/6 9:13 صبح نظر()/نوشته شده توسط شهیدشاعری/دسته:

تازه شهید شده بود. رفته بودم راهپیمایی که باران شدیدی شروع به باریدن کرد. چتر با خودم نبرده بودم. خواستم برگردم خونه که دیدم جوانی چتر به دست اومد. فرزند شهیدم بود. گفت: « مادر ! بیا زیر چتر » رفتم زیر چتر. هر چه می خواستم با پسرم حرف بزنم نمیشد. زبانم گرفته بود. نتونستم. تا اینکه محمد حسین من رو به شاهچراغ رساند و رفت...