نویسنده: شهیدشاعری | ساعت: 3:43 صبح
![]()
سال1341حاصل عشق ومحبت سادات خانم وعلی آقا به اهل بیت فرزندی شدبه نام جوادکه در24مردادبه دنیا آمدهنوز12روزبیشترازتولدجوادنگذشته بود، زلزله بویین که زهرا شایدهنوزخاطراتش گوشه ی بعضی ذهن هاباقی مانده باشداتفاق افتاد و باعث ویرانی خانه ها وداغ دارشدن خانواده هاشداماخواست خدابراین بودکه جوادمانندمرواریدی درون صدف سالم بماند وچه زیباخدابندگانش راحفظ میکندتاروزموعود،روزی که به تکامل برسند.
جوادسرسفره پرمهرپدرولقمه حلالی که به سختی وبازحمت به دست می آمدبزرگ شددرحالی که صدای نمازپدردرگوشش ورهنودهای قرآنی مادرپشتوانه اش بودوباگذشت هرسال برایمان شجاعت ومحبت او به اهل بیت افزوده میشد،کمتر کسی مثل اودیده میشد که به فکرمردم ویاری دهنده آن هاباشدآقاجوادبزرگ شدآن قدرکه زمین برایش کوچک بودوتنفس برایش سخت شده بود17 ساله که شددرسال58 13 به محض تاسیس سپاه وبسج به بسج ویژه رفت ودروه نظامی دید. بعداز آن هم رفت حزب جمهوری وباهمراهی دوستانش نمایندگی اش را در حوزه 17شهری زدند.آقاجوادتوانست باآموزش های پدر رتبه عالی در واحد آموزش کسب کندوشدواحد آموزش نظامی ناحیه ابوذر تهران وبعدهم به مقرمطهری ،مقر محافظان شخصیت کشور رفت ومسئول حفاظت شداماتاب نیاوردنمی دانم چگونه اذن رفتن ازپدرگرفت وچگونه راهی کربلای ایران شدشایدجوادهم نزدپدررفته است وهل من ناصرینصرنی امام راکنارهل من ناصر ینصرنی امام زمانه گذاشته ودرکلام تقدیم پدرکرده واذن رفتن گرفته است و شایداشک های حلقه زده درچشمان پدرهمراه لبخندی که برلب داشته است جواب پدربوده است به جوادکه خلق وخوی آسمانی داشته وپیروی علی اکبرامام حسین بوده است آقاجوادرفت،رفت تادرخدامحوشودرفت برای کشوری که قراربودازآن جااسلام شیعه به همه ی دنیاپخش شودو برای خواهروبرادرانی مانندرضا،رفت تاباخون خودزیرپای امامش فرش قرمز پهن کند آقاجواد پس از5 سال جهادوعشق بازی باخدادر تاریخ1365/10/19درشلمچه ،عملیات کربلای 5شهیدوبه دیدارمحبوب رسیدو مزارش تاابدزیارتگاه ملائک آسمانی وریسمانی برای راه گم کردگانی مثل من شد
ت
تصویرپدرشهیدشاعری روحش شادویادش گرامی
هنوز خاک شلمچه جنون به دل دارد
ز هجر آن همه خورشید خون به دل دارد
سخن بگو طلاییه باز دلتنگم
برای سجده سرخ نماز دلتنگم
تبسمی به من ای فکه ... هر دو تنهاییم
چگونه بعد شهیدان خود سرپاییم
پر از دعای کمیلی... پر از جنون کارون
کجاست منزل لیلی جزیره مجنون
تو ای شهید که نامت خلاصه پاکیست
چقدر پیراهن خاکی تو افلاکیست
چقدر قمقمه خالی ات ادب دارد
هنوز نام اباالفضل زیر لب دارد..............
موضوع: