footer

گفتگوباخانواده شهیدعلمدار

90/12/7 10:4 صبح نظر()/نوشته شده توسط شهیدشاعری/دسته:

«سیده فاطمه موسوی»، همسر جانباز شهید سیدمجتبی علمدار و دخترش زهرا در گفتگوی ویژه ای با خبرنگار نوید شاهد، ناگفته های زندگی خود را در نبود پدر بازگو کردند. همسر شهید علمدار درباره خصوصیات اخلاقی این شهید گفت: ««در تمام لحظه های زندگی وجود شهید علمدار را احساس می کنم و چند وقتی است که با صدای نفس اش برای نماز صبح بیدار می شوم. مهربان و خیلی مومن بود و همیشه حق را می گفت. پاسدار حق بود و همیشه اولویت را به کارهای فرهنگی می دادو بعد از جنگ گفته بود که 5 سال بیشتر در دنیا زنده نیست و این حرفش به حقیقت پیوست.» وی با بیان اینکه دوست داشت در تصمیم گیری ها، نظر شوهرش اولویت داشته باشد، اظهار داشت: «واقعاً به «مجتبی» ایمان داشتم و می دانستم دستورات اسلام را می گوید و برای همین حتی در نامگذاری اسم دخترم که «زهرا»را پیشنهاد داد، بسیار خوشحال شدم.» « زهرا عملدار »، دختر شهید که دوم دبیرستان است، درباره وجود پدر در زندگی اش، تفسیر خاص خود را دارد: «من همه نمره های خوبی که در درس هایم می گیرم، مدیون پدرم هستم. چرا که سایه او در همه جای زندگیم است و چه در غم ها و چه در شادی ها، وجودش را احساس می کنم و به خصوص وقتی بیشتر تنها می شوم و یا از چیزی ناراحتم، باهاش صحبت می کنم و می گویم اگر تو بودی الان اینطوری نمی شد؛اما بابا هم نگاه معناداری می کند و خجالت زده با خودم می گویم: زهرا چرا این حرف را زدی؟» دختر شهیدعلمدار افزود: وقتی که واقعاً احساس نبود بابا را می کنم، سر مزارش می روم هر چند خاطره ای از او ندارم و این مسئله مرا ناراحت می کند؛ اما بیشتر وقت ها با او صحبت می کنم، گریه می کنم، سرش داد می زنم و ... زهرا بغضش را می خورد و ادامه می دهد: دختر شهید علمدار بودن، سبز رنگ است و هر وقت می خندد، مطمئن می شوم از من راضی است.» زهرا از آرزوهایش هم حرف زد و گفت: «خوابش را دیدم و می گفت که باید دکتر شوم و حتی برایم تعیین می کرد که باید متخصص قلب و مغز باشم و از کسانی هم که فقیرند نباید پول بگیری و در آخر، وقتی منم با بابا صحبت می کنم، از او می خواهم من را آدم کند.»