footer

ببار ای بارون ببار . .

90/12/24 9:19 صبح نظر()/نوشته شده توسط شهیدشاعری/دسته:

یادش به خیر حرم آقا امام رضا

میلاد حضرت مادر سلام الله علیه

چه شورو شعفی هست وقتی توی صحن آقا دست جمعی میریم

مسجد گوهرشاد

میلاد

شعرخوانی دست جمعی

مشهد رضا شاعری هییت منتظران

یک به یک صحن ها رو دور میزنیم تا صحن گوهرشاد

تبریک وشادباش عرض ادب

چقدر مشتاق به هییت ما می پیونده

کی دوباره میلاد خانم میشه

امسال میشه یازدهمین سال

چه صفایی داره

یه خانمی می گفت من از سال 80که شما می آیید اینجا

با خودم قرار گذاشتم شب میلاد حضرت زهرا هرجوری هست خودمو برسونم.

دلم برا حرمت تنگ شده

ایکاش بیام اونجا بلکه دلم بلرزه

ایکاش یه ذره صفای نوجونی طراوت و پاکی اون روز ها تودلم زنده بشه

این روزها که خیلی بد شدم یاد همون نوشته رضا امیرخانی

تو کتاب بی وتن می افتم

که تو پست های قبلی فرستادم.

یا امام رضا

شما میتونی بغیر حساب بهم روزی بدی، ازت میخوام دلم رو صفا بدی

البته ظرفش رو هم بده.

خیلی دلگیرم از خودم گرفته

پی نوشت: اول دلم را صفا داد     آِئینه ام را جلا داد

آخر به باد فنا داد   عشق تو خاکستر من


پ2:

تصویر ِ صحن ِ خلوت و باران ، نگفتنیــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ست .

پ3 : انگار این باران نیافتنی شده

پ4: آیئنه کاری حرمش ذره پروریست

پ5:تشنه یک ذره معرفتم آقا که صفا بدهد دلم را

پ6:ببار ای بارون ببار . .