90/12/3 8:52 عصر نظر()/نوشته شده توسط شهیدشاعری/دسته:

مادر شهید «قربانعلی رخشانی مهماندوست» معروف به ننهعلی صبح امروز در منزلش درگذشت.
فارس: مادر شهید انقلاب اسلامی “قربانعلی رخشانی مهماندوست” که حدود 90 سال از خداوند عمر پربرکتی گرفته بود و مدتی در بستر بیماری بود، صبح امروز در منزلش درگذشت.
شهید رخشانی در قطعه 24 بهشت زهرا (س) نزدیک مزار شهید فهمیده دفن شده است و مادر این شهید از سال 59 در یک اتاقک حلبی در کنار مزار فرزندش زندگی میکرد که حدود 3 سال پیش در پی نامه مقام معظم رهبری به خانه دخترش رفت و در آنجا ساکن شد.
|
90/12/3 8:48 عصر نظر()/نوشته شده توسط شهیدشاعری/دسته:
90/12/3 1:21 عصر نظر()/نوشته شده توسط شهیدشاعری/دسته:
به نام خداوند بخشنده مهربان از اینجا وصیتنامه ام را شروع میکنم. با سلام بیکران به پیشگاه منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) و با سلام بیکران به رهبر مستضعفان، ابراهیم زمان، خمینی بت شکن و با سلام بی کران به مردم ایثارگر و شهید پرور ایران، که همچون امام حسین(ع) و لیلا، پسرشان را به دین اسلام قربانی میدهند. آری ای ملت غیور شهید پرور ایران! درود بر شما! درود برشما که همیشه در مقابل کفر ایستاده اید و میایستید تا آخرین قطره خونتان. درود برشما ای ملت ایران!
ادامه...
|
90/12/3 1:13 عصر نظر()/نوشته شده توسط شهیدشاعری/دسته:

در یکی از روزهای سال 1362، زمانی آیت الله خامنه ای، رییس جمهور وقت، برای شرکت در مراسمی از ساختمان ریاست جمهوری، واقع در خیابان پاستور خارج می شد، در مسیر حرکتش تا خودرو، متوجه سر و صدایی شد که از همان نزدیکی شنیده می شد. به گزارش مشرق، صدا از طرف محافظ ها بود که چند تای شان دور کسی حلقه زده بودند و چیز هایی می گفتند. صدای جیغ مانندی هم دائم فریاد می زد: «آقای رییس جمهور! آقای خامنه ای! من باید شما را ببینم». رییس جمهور از پاسداری که نزدیکش بود پرسید: «چی شده ؟ کیه این بنده خدا؟» پاسدار گفت: «نمی دانم حاج آقا! موندم چطور تا این جا تونسته بیاد جلو.?» پاسدار که ظاهرا مسئول تیم محافظان بود، وقتی دید رییس جمهور خودش به سمت سر و صدا به راه افتاد، سریع جلوی ایشان رفت و گفت: «حاج آقا شما وایسید، من می رم ببینم چه خبره» بعد هم با اشاره به دو همراهش، آن ها را نزدیک رییس جمهور مستقر کرد و خودش رفت طرف شلوغی. کمتر از یک دقیقه طول کشید تا برگشت و گفت: «حاج آقا ! یه بچه اس. می گه از اردبیل کوبیده اومده این جا و با شما کار واجب داره. بچه ها می گن با عز و التماس خودشو رسونده تا این جا. گفته فقط می خوام قیافه آقای خامنه ای رو ببینم، حالا می گه می خوام باهاش حرف هم بزنم». رییس جمهور گفت: «بذار بیاد حرفش رو بزنه. وقت هست».
ادامه...
|
90/12/1 10:30 صبح نظر()/نوشته شده توسط شهیدشاعری/دسته:

در حوالی دریاچه ماهی 25 شهید پیدا کردیم که با شکنجه زنده به گور شده بودند. این شهدا را 5 تا 5 تا با سیم خاردار به هم بسته بودند و آنها را زنده زنده دفن کرده بودند. طبق نظریه پزشکی قانونی 65 درصد بدنهایشان سالم بود. این خبر در منطقه خوزستان پیچید چون اصلاً سابقه نداشت بعد از 25 – 30 سال اینگونه جنازهها سالم باشند.
ادامه...
|
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز